سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

237

طب در دوره صفويه ( فارسى )

مىدهد و در عين حال اين امكان نيز وجود دارد كه آنچه كشيده شده است لباس زنان فاحشه و هرجائى باشد چه اين تنها زنانى بودند كه نقاشان مىتوانستند ايشان را ببينند و تصويرشان را بكشند . فرير مىگويد كه لباس زن‌ها فقط از نظر « راحتى مورد نظر » با لباس مردان فرق داشت و لباس‌ها همه گشاد بود . برخى زن‌ها نيز لباسهاى پنبه دوزى شده گرانقيمت به ارزش سى چهل كرون مىپوشيدند . زنان از هر طبقه خود را آرايش مىكردند و اين تنها نوع تظاهر و خودنمائى بود كه از نظر فقها جايز شمرده مىشد . مىگويند در اوايل اسلام انجام اين كار منسوخ شد زيرا عايشه آن را دوست نداشت ولى در دوره صفويه يك چنين اعتقادى وجود نداشت و مرد و زن بدون هيچ نوع مانعى به مو ، دست و پاى خود حنا مىبستند . براى آرايش چشم‌ها نيز از سرمه استفاده مىكردند و معتقد بودند كه اين ماده مژه‌ها را بلند و چشم را جذاب مىكند به نحوى كه قلب عاشق به طپش درمىآيد ! اگر زن در آرايش دست و پا و موهاى خود از حنا و براى رنگ كردن و براق ساختن موهاى سر و ابرو از وسمه و براى آرايش چشم‌ها و مژه‌ها از سرمه و براى آرايش گونه‌ها و لثه‌ها از سرخاب و سرخى و براى سفيد كردن بشره از سفيدآب و براى آرايش ناخن‌ها از زرك « 11 » و براى خوش‌بو شدن از غاليه « 12 » كه مخلوطى از مشك و عنبر و كافور بود استفاده نمىكرد آرايشش كامل محسوب نمىگشت . براى يك زن خوش‌پوش به كار بردن يك حد اقل جواهر نيز ضرورت داشت و اين حد اقل از نه قسمت تشكيل مىگرديد كه عبارت بودند از آويزه ( كه آن را روى سينه يا روى پيشانى مىآويختند ) گوشواره ، سلسله ( كه دور گردن مىبستند ) ، حلقه‌بند ( كه به پره بينى وصل مىكردند ) و گلوبند . گلوبند به نوعى سربند نيز اطلاق مىگرديد و آن پارچه‌اى بود كه زير چارقد به سر مىكردند تا از آلوده شدن چارقد به روغن و موادى كه به موها ماليده مىشد جلوگيرى كند . دو نوع دستبند نيز وجود داشت كه يكى را به بازو مىبستند و بازوبند مىناميدند و ديگرى كه به مچ بسته مىشد و انگشترى نام داشت . انگشتان دست را نيز با انگشترى زينت مىدادند و بالاخره به مچ پا هم خلخال مىبستند . آرايش كامل صورت را « هفت بزك » و زيورآلات كامل را « نه قلم پيرايه » مىناميدند . تمام زن‌ها موى خود را بلند كرده و آن را زير چادر مىبافتند و زنان ثروتمند نيمتاجى

--> ( 11 ) - در فرهنگ نفيسى جلد سوم صفحه 1754 و 1755 آمده است كه زرورق و زرى كه زنان بر روى پاشند و يكى از هفت بزرك يعنى سرمه و وسمه و نگار و نمازه و سفيدآب و خال و زرك باشد ( مترجم ) ( 12 ) - با اين ماده موى را خضاب مىكردند و سليمان بن عبد الملك از خلفاى اموى آن را به اين نام ناميده است ( مترجم )